لازم است جوانان عزیر قبل از ازدواج این اصول را به دقت مطالعه نموده و آن را در تمامی مراحل ازدواج مد نظر بگیرند تا بتوانند به فضل الهی ازدواج موفقی داشته باشند 

 


1)          انتخاب خویش قبل از انتخاب همسر:

قبل از انتخاب همسر باید هدف و راه خود را مشخص کرد(البته نه اهداف مقطعی بلکه هدف زندگی) سپس به انتخاب همسر متناسب  با اهداف پرداخت ( اول راه خود را بشناسد بعد همراه برگزیند)

 

2)     انتخاب بعد از تصمیم یا تصمیم بعد از انتخاب:

  اول باید معیارها را تعیین کرد و بعد همسر را انتخاب کرد.بعضی افراد ابتدا همسر را انتخاب می کنندو بعد تصمیم به تفکردرباره ی معیارها می گیرند .این تفکر سودمند نخواهد بود چرا که انتخاب انجام شده و وابستگی صورت گرفته و این کار تنها زدن یک رنگ و لعاب عاقلانه به انتخاب است...

 

3)    گزینش معیار متناسب با انتخاب خویش قبل از انتخاب همسر:

معیارهای تعین شده باید متناسب با فرد و هدف او و به صورت مشخص باشد...

 

4)    ریز کردن معیارها:

باید معیارها را تعریف کرد .کلی حرف نزنه ، کلی فکر نکنه و .... اگر همسر با ایمان می خواهد باید با ایمان بودن را برای خود تعریف کند...

 

5)    واقعی کردن معیارها:

در انتخاب معیارها باید واقع بین بود...نه زیاد آسمونی و نه زیاد زمینی(باید به معیارها را با واقعیت تطبیق داد) نه منتظر وضع زنگی خیلی خوب بود و نه منتظر انسان هایی خدایی و معنوی و ...

 

6)       درجه بندی معیارها متناسب با انتخاب خویش:

در تعین معیارها تعداد آنها مهم نیست بلکه ارزش دادن به آنها مهم است پس باید آنها را اولویت بندی کرد:

        معیار درجه یک:معیارهایی که وجود آنها در فرد لازم است و اگر در فرد نباشد شما او را انتخاب نخواهید کرد...

             معیار درجه دو:معیارهایی که اگر تعدادی از آنها هم در فرد باشد کافیست وجود تمام آنها لازم نیست. این معیارها معمولا در انتخاب بین چند نفر مورد استفاده قرار می گیرد (توجه: به دل نشستن هم نوعی معیار است .فرد انتخاب شده باید به دل شما بشیند!!!) 

 

7)       حذف معیارهای متناسب با روحیه ی اشتباه تا حد ممکن:

بعضی افراد دارای روحیاتی اشتباه هستند و این موجب می شود تا فرد معیارهایی اشتباه متناسب با این روحیات تعیین کند. به این افراد توصیه می شود تا حد ممکن این روحیه را در خود حذف کنند و در غیر این صورت حتما آن را در معیارهای خود قید کنند...

 

8)       توجه به معیارها به اندازه ی ارزش آن:

به عنوان مثال چهره ی فرد : فراموش نکنیم که قرار است یک عمر همسر خود را ببینیم پس چهره ی او باید برای شما خوشایند باشد اما این را بدانیم که چهره هیچ گاه نمی تواند جای ایمان و وقار ومتانت را بگیرد واینکه چهره هر چقدر هم که زیبا باشد بالاخره عادی خواهد شد پس به همین اندازه روی آن سرمایه گذاری کنید. نه اینکه زیبایی بقیه ی معیارها را تحت الشعاع قرار دهد(نه به ذبح معیارها بپردازید و نه به حاکم کردن آنها!!!)

 

 

9)       خواستگاری هر چه رسمی تر مطمئن تر:

اولین نتیجه ی ارتباط های غیر رسمی به دو دلیل مخفیانه بودن و غیر معمول بودن آنها ایجاد محبت بین دختر و پسر است .اگر کسی این را انکار کرد شک نکنید که یا دختر را نمی شناسد یا پسر را یا غریزه ی جنسی را و یا ...گاهی اوقات فرد ادعا می کند که با ایجاد ارتباط در صدد شناخت بیشتر است اما اگر قرار باشد صادقانه اعتراف کند حتما خواهد گفت:این ارتباط ایجاد محبت کرده ...

یک قاعده ی دینی و روان شناسانه :اگر فرد احساس وابستگی به کسی یا چیزی کردعیب آن کس یا آن چیز را نمی بیند و یا کوچک می بیند و خوبی های آن را آنقدر بزرگ خواهد کرد تا نیاز خود به آن را یک نیازحیاتی شمرد...اما اگر ارتباط برقرار شد و محبت هم ایجاد شد:

                                     1)حب الشی یعمی و یصم :محبت به چیزی انسان را کر و کور می کند...

                                     2)حتی اگر هم شناخت حاصل شد خوبی ها بزرگ و بدی ها کوچک خواهد شد...

                                     3)حتی اگربدی ها و خوبی ها را به همان اندازه ببیند این شناخت دیگر ضمانت اجرایی نخواهد داشت چون به دلیل وابستگی فرد دیگر قادر به جدایی نخواهد بود...  

  

10)   احساس عاشقانه و یا عاقلانه ی مبتنی بر معیارها:

اگر بین زن و شوهری احساس نباشد زندگی خیلی هم که زیبا شود به یک اداره تبدیل خواهد شد.اما چه احساسی؟؟؟:کشش احساس های عاشقانه نهایتا تا ازدواج خواهد بود(وصال مدفن عشق مجازی)اما زمانی که فرد کسی را منطبق بر معیارهای خود یافت احساسی نسبت به او پیدا خواهد کرد که این احساس , احساسی عاقلانه و مورد اطمینان خواهد بود...

 

11)            در خواستگاری قبل از قیافه معیارهای دیگر را در نظر بگیرید:

متاسفانه در خواستگاری های ایرانی اول چهره ی فرد را می پسندند وبعد بقیه ی معیارها را در نظر می گیرند.اما عیب این کار:پسر در این مرحله وقتی دختر را دید و به هر دلیلی چهره ی او را پسندید ویک کم هم دست وپای دلش شل بود بقیه ی معیارها را فراموش خواهد کرد و این چهره ی دختر است که سایر معیارها را جهت خواهد داد...

 

12)   گفت وگوی خواستگاری:

فقط به سوال های بله خیری نباید اکتفا شود. بلکه سوال ها باید کاربردی ومبتنی بر معیارها باشد.گفت و گوی دختروپسر در مراسم خواستگاری ایرانی یک رسم خوب و ضایع شده است.در بعضی از این خواستگاری ها , گفت و گو در زمانی کوتاه وبا سوالاتی سطحی انجام می گیردکه اصلا مطلوب نیست بلکه سوال ها باید بر اساس معیارها تنظیم شده و فرد سعی کند موضع خود را پنهان کند و حتی گاهی از موضعی مخالف موضع خود , وارد بحث شود یعنی طرف را دور بزند(اگر ماست بند بداند که شما ماست ترش می خواهید حتما به شما خواهد گفت :ماست من ترش است!!!)

 

13)   مراجعه دختر و پسر به همراه هم به یک روانشناس متعهد و توانا:

هر دو با هم به یک روانشناس و مشاور متدین مراجعه کنند و او با سوال هایی که می­پرسد متوجه می­شود که آیا این ها به درد هم میخورند؟

 

14)   تحقیق ، تحقیق ، تحقیق

این رسم بسیار رسم خوبیه، ولی در شکل درستش. نباید سوالات کلی از قبیل خوب یا بد بودن فرد؟ یا ...

باید مثل خواستگاری سوال های دقیق و جزیی پرسید. مثلاً از همسایه پرسید که روابطش با همسایه ها چطوره؟ مراسم عروسیشون چطور برگزار میشه و ...

فقط هم نباید به همسایه ها بسنده کرد. حتماً حتماً باید به محل تحصیلش هم مراجعه کرد. چون خیلی چیزها رو معلم ها و همکلاسی ها می­دونند ولی همسایه ها نمی دونند. حتی مراجعه به دانشگاه محل تحصیل هم بسیار مناسب است.

 

15)   توسل، توسل، توسل

هرکاری هم که کنید چون علم غیب ندارید نمی­توانید به شناخت کامل برسید. اگه هیچ وقت به این عزیزان متوسل هم نمی­شوید در مقوله ازدواج حتماً به درگاه اونا متوسل بشوید. رفتن تو مقوله ازدواج بدون توسل به درگاه اونا یک ریسک بسیار بزرگه. به هر کدام که بیشتر اعتقاد دارین. به نظر من می­ارزه آدم سر خواستگاری رفتن یه سر بره مشهد زیارت و بیاین. ازشون بخواهید که من یه همسری میخوام که رشد کنم باهاش.

خلاصه با توسل خودتون رو ، ازداجتون رو و زندگیتون رو بیمه کنید.

 کانون اندیشه مطهر . شهر شیراز .توسط جناب آقای عباسی



همسر یابی, ازدواج جوانان, خواستگاری, همسر گزینی